گزارش جلسه نقد و بررسی فیلم" برخورد خیلی نزدیک"
فرهنگسرای ارسباران/27اردیبهشت88

در ابتدای جلسه رضا درستکار با اشاره به این که میهن دوست مدت زیادی در زمینه ادبیات سینمایی فعال بودند و در مجلات سینمایی کار کرده از او خواست راجع به اولین تجربه سینمایی خود توضیح دهد.
میهن دوست :" برخورد خیلی نزدیک" متعلق به سینمایی است که فیلم را بعنوان یک محصول مصرفی توسط تماشاگرتلقی نمیکند و تماشاگر را مخاطب خود قرار می دهد؛ مخاطب از باب مفاعله است و به رابطه و بده بستان دو طرف نیازدارد: بین آنچه روی پرده رخ می دهد و ذهن فعال تماشاگر. مایل بودم در این فیلم در ساخت قصه و درساخت فیلم با قراردادن حفره های تعمدیمخاطب مشارکت داشته باشد. فیلمی که همه چیز در آن قطعی باشد و جایی برای تاویل و تفسیر نگذارد برای مصرف ساخته می شود. من عمدا موقعیتی را در این تجربه چیدم که مخاطب در همراهی با فیلم آن را تکمیل کند.حال هر مخاطبی بسته به جنسیت خود،اعم از زن و مرد،متاهل یا مجرد، طبقه اجتماعی و سطح دانش و بینشی که دارد فیلم خود را می سازد و تلقی، برداشت و قضاوت خاص خودش راخواهد داشت.
میهن دوست افزود به چند دلیل من درست نمی دانم راجع به مضامین این فیلم خودم صحبت کنم چرا که در این جلسه در مقام کارگردان هستم نه منتقد و دوم این که اعتقاد دارم کارگران هرچه قرار بود بگوید در فیلمش گفته است و قرار نیست خودش به فیلم الصاق شود ومضامین فیلم را توضیحی دهد و مهم ترین دلیل این که اگر راجع به مضامین صحبت کنم ممکن است در تلقی ، تفسیر و تاویل مخاطبین فیلم تأثیر بگذارم و آنها را محدود کنم. اما در مورد ساختار و فرم و کارگردانی اگر سوالی باشد در خدمت هستم.
رضا درستکار از مینو فرشچی خواست نظر خود را به عنوان فیلمنامه نویس راجع به این فیلم که درونمایه هایی روانشناسانه دارد بگوید.
مینو فرشچی : خیلی خوشحالم فیلمی را دیدیم که با توجه به این که تجربه اول کارگردانش بود اما فیلمنامه آن به شکل حیرت انگیزی دقیق نوشته شده بود . فیلمنامه را بسیار پسندیدم و
فقط راجع به شروع فیلم سئوال هایی دارم. آیا حضور یک مونتور بسیار با تجربه قصه را تغییر داده و یا در فیلمنامه قصه از همین نقطه آغاز می شود؟
میهن دوست : نود و پنج درصد آنچه دیدید در مرحله فیلمنامه این گونه نوشته شده . البته خانم مفخم خیلی زحمت کشیدند. اما سکانس بندی ها در مرحله فیلمنامه انجام شده. اساسا فیلمنامه ای که ساختار غیر خطی دارد به این شکل است که سکانس بندی ها در فیلمنامه تعیین می شود. اماچالش من در نوشتن و ساخت این فیلم غیر خطی این بود که طوری بنویسم و بسازم که جور دیگری نشود آنرا تدوین کرد. درواقع لینک هایی بین صحنه ها وجود دارد که در فیلمنامه نوشته شده و بخشی در سر صحنه اجرا شده تا فیلم به هم پیوسته باشد و نشود آنرا طور دیگر تدوین کرد. به عبارتی هشتاد درصد فیلم از یک دکوپاژ کلی برخوردار است . که اگر فرصتی باشد در این مورد بیشتر صحبت می کنم.
فرشچی : آیا پیشنهاد تدوین گر بود که فیلم از نقطه پایان شروع شود و یا این که ما با ید همراه می شدیم با آدم ها وقتی دارند داستانشان را تعریف می کنند؟ آیا این در فیلمنامه بود یا در تدوین شکل گرفت؟
میهن دوست : در فیلمنامه بود. من عمدا می خواستم به شکل کلاسیک با ریتم نرم شروع بکنم و به تدریج با جامپ های گوناگون به فرمی که در نظر داشتم برسم.
رضا درستکار : معمولا منتقدین وقتی وارد فیلمسازی می شوند با دو رویکرد وارد سینما می شوند یکی این که یک حس خیلی بازیگوشی دارند و خیلی ارادت به لفظ سینما دارند دلیل حرف من هم این است که فیلم شما جغرافیا ندارد.
میهن دوست : درست می گویید عمدا نمی خواستم قصه فیلم من فقط اینجایی باشد . مقوله ای را انتخاب کردم که ازلی ابدی است، مقوله زن و مرد و وفاداری مختص به ایران نیست. البته تفاوت های نسبت به جوامع مختلف وجود دارد. و نشانه ه
ایی در فیلم هست که مختص فرهنگ ما است . مثلا وقتی مسعود با ناهید دست نمی دهد و متقابلا ناهید آن ضرب المثل راجع به مرد ایده ال را می گوید این مختص فرهنگ ما است. ولی کلیت فیلم را نمی خواستم فقط ویژگی اینجایی داشته باشد می خواستم بیشتر به مناسبات زناشویی و دوستی بین دو مرد و بویژه دو زن بپردازم.
درستکار : شاخص ترین فیلمی که در سال های اخیر در مورد روابط زناشویی دیدیم فیلم شوکران هست که ضمن پرداختن به یک مثلث عشقی درونمایه ای اجتماعی دارد. اگر از نقطه دید فیلم پلیسی به فیلم شما نگاه کنیم آیا فیلم شما آن تعلیق و دلهره ای را که تماشاگر باید در فیلم پلیسی حس کند ایجاد می کند.
میهن دوست : تعلیق دارد اما من به شخصه معتقد نیستم که فیلم پلیسی ساخته ام . بازپرس برای من بهانه ای است که تماشاگرهمراه او قصه را دنبال کند و در انتها بفهمیم این بازپرس است که دارد قصه را روایت می کند.
درستگار : خانم مستوفی را با نقش های مثبت در سینما دیده ایم و تابحال ایشان را در این نقش که بین شخصیتی مثبت و منفی در رفت برگشت است ندیده ایم.
لادن مستوفی : موقعی که فیلمنامه را خواندم بسیار از قصه خوشم آمد و از آقای میهن دوست تشکر کردم بخاطر فیلمنامه خوب ایشان و فرصتی که به من دادند. ولی قطعی نبود نقش ناهید را بازی کنم . یعنی بین نقش ناهید و نرگس انتخاب صورت نگرفته بود. با توجه به سابقه کاری ای خودم فکر می کردم نقش نرگس را بازی کنم. در طول فیلمبرداری بعضی از دوستان از من می پرسیدند چرا تو و خانم نعمتی جایتان را عوض نکردید؟ ولی این انتخاب هم از طرف آقای میهن دوست و هم از من تعمدی بود و می خواستیم هم این فرصت را به خودمان بدهیم که نقش چالش برانگیز تری را بازی کنیم و هم این که تابو را بشکنیم و سابقه ذهنی ای که از قبل ساخته شده بود را تغییر دهیم.
میهن دوست : البته اینجا باید اعتراف کنم که من از همان ابتدا نقش ناهید را برای ایشان درنظر گرفته بودم.
فرشچی : شروع قصه به نظر من کند است چون محرک داستان شیطنتی بود که ناهید شروع کرد و این کمی دیر شروع می شود. سوال دیگرمن از آقای میهن دوست این است که ناهید چرا اینقدر در برهم زدن یک زندگی اصرار داشت.
میهن دوست : این سئوال چون راجع به مضمون فیلم است من نمی خواهم باز کنم. اجازه بدهید صحبت نکنم تا در تلقی مخاطب تأثیر نداشته باشد.
فرشچی : منظورم این است که ناهید می خواهد ثابت کند همه مردها خیانت کار هستند چندان جا نمی افتد. آیا بخشی از فیلم حذف شده که ما نمی توانیم اصرار ناهید در این کار را درک کنیم؟
میهن دوست : نه هیچ بخشی از فیلم حذف نشده هیچ سکانسی برداشته نشده ولی من گمان می کنم نشانه هایی وجود دارد که علت اصرار ناهید را روشن می کند.
سپس تماشاگران سئوالات خود را مطرح کردند.
هاشمی( مسول بخش نمایش فیلم فرهنگسرا) : به نظر من انتخاب خانم مستوفی و آقای پگاه به جا بود اما انتخاب خانم نعمتی و آقای صحت چندان مناسب نبود چرا که شخصیتی را که آقای صحت بازی می کردند باید درونگرا می بود. به گمان من این انتخاب در همراه شدن تماشاچی با فیلم لطمه زده است. در عین حال کار از نظر تکنیکی بسیار عالی بود و یک دست اما چون شخصیت ها بین شخصیت های ایرانی و غیر ایرانی معلق هستند و عدم استفاده از عناصر فرهنگ بومی باعث شده فیلمنامه تنها از نظر تکنیکی با بیننده ارتباط برقرار کند. در ضمن من با سکانس پایانی فیلم چندان موافق نیستم چرا که اگر قرار بود من بعنوان تماشاگر ارتباطی سازنده با فیلم داشته باشم نتیجه گیری آخر کار باعث شد من تمام آنچه را خود از فیلم برداشت کرده ام را اشتباه ببینم .
میهن دوست : برای من روشن بود که وقتی بازیگری بیننده را مورد خطاب قرار می دهد چون امری خلاف عادت و غیر معمول است به او شوک وارد می کند. نکته بعدی این که اساسا برای من این فاصله گذاری یک تست روانشناسی شده برخی پایان را دوست دارند و برخی دوست ندارند. اصولاکسی دوست ندارد متوجه شود که اشتباه کرده. من با توجه به ارادتی که به هیچکاک دارم بدم نمی آید که تماشاگر غیر مسئول را تنبیه کنم. در ضمن این اتفاق یک نوع شوخی با خود سینما هم هست. بیننده دوست دارد در سالن تاریک سینما بنشیند و زندگی دیگران را فضولی کند. برخی از شوخی پایانی ناراحت می شوند و برخی نه. البته مشابه این را بیلی وایلدر در "ایرما لادوسه "می کند که از فیلمهای محبوب من است. در ارتباط با نصیحتی پایان فیلم موضع فیلم نصیحت کردن نیست بلکه شوخی با نصیحت کردن است. معمولا کسانی نصیحت می کنند که گمان می کنند مبرا از اشتباه هستند. هم در پایان فیلم و هم در طول فیلم ارجاعاتی به برخی ویژگی های بازپرس وجود دارد که متوجه می شویم او خود جدا از بقیه نیست و معمولا این نوع آدم
ها نصیحت می کنند
یکی ازتماشاگران: ضمن تشکر ازآقای میهن دوست برای ساخت فیلمی با این کیفیت و تکنیک بالا در جواب خانم مینو فرشچی می خواهم بگویم انگیزه ناهید را در طول فیلم متوجه می شویم.
درستکار : من با نظر شما موافقم. تک جمله هایی که از ناهید می شنویم باعث می شود کم کم راجع به او شناخت پیدا می کنیم. این اطلاعات بصورت قطره چکانی داده می شود درواقع کارگردان به این شکل در قصه جذابیت ایجاد می کند و در بیان انگیزه های ناهید خیلی خساست دارد.
فرشچی : به نظر من زن ها اگر از شریک زندگیشان لطمه ای دیده باشند نمی آیند نزدیک ترین دوستشان را پیدا کنند و خانه او را خراب کنند. و به این دلیل است که پایان فیلم را دوست دارم چون فضا چنان فانتزی شده و البته قصه در چنان فضای فانتزی و زیبایی اتفاق می افتد که ما بتوانیم این فضای خیانت را تحمل کنیم و اگر اینطور نبود قصه ای بود که بسیار غم انگیز و اشک انگیز می شد.
میهن دوست در جواب یکی از شرکت کنندگان که پرسید چرا شخصیت ها از طبقه مرفه هستند.گفت : می خواستم خانواده ای را انتخاب کنم که مشکل اقتصادی نداشته باشند که علت اعمالی که انجام می دهند به نیازهای اقتصادی مربوط نباشد .
درستکار : در فیلم می بینیم که کارگردان با یک نما عقب ماندگی فرهنگی این خانواده را نشان می دهد منظورم نمایی است که خانم نعمتی در خانه نشسته و برنامه خاصی از ماهواره را تماشا می کند. و این مناسبات را در یک فرهنگ عقب افتاده وقتی بررسی می کنیم و از نزدیک واردش می شویم و آن ظاهر را کنار می زنیم به خوبی نمایان می شود و ما پوشالی بودن زندگی آنها را درک می کنیم. آقای میهن دوست بعنوان یک منتقد از افتادن در یک ملودرام احساساتی پرهیز کرده. و از بزرگنمایی شرایط فرهنگی شخصیت ها خودداری کرده و خواسته خیلی ظریف شرایط فرهنگی این طبقه را بررسی کند.


در ابتدای جلسه رضا درستکار با اشاره به این که میهن دوست مدت زیادی در زمینه ادبیات سینمایی فعال بودند و در مجلات سینمایی کار کرده از او خواست راجع به اولین تجربه سینمایی خود توضیح دهد.
میهن دوست :" برخورد خیلی نزدیک" متعلق به سینمایی است که فیلم را بعنوان یک محصول مصرفی توسط تماشاگرتلقی نمیکند و تماشاگر را مخاطب خود قرار می دهد؛ مخاطب از باب مفاعله است و به رابطه و بده بستان دو طرف نیازدارد: بین آنچه روی پرده رخ می دهد و ذهن فعال تماشاگر. مایل بودم در این فیلم در ساخت قصه و درساخت فیلم با قراردادن حفره های تعمدیمخاطب مشارکت داشته باشد. فیلمی که همه چیز در آن قطعی باشد و جایی برای تاویل و تفسیر نگذارد برای مصرف ساخته می شود. من عمدا موقعیتی را در این تجربه چیدم که مخاطب در همراهی با فیلم آن را تکمیل کند.حال هر مخاطبی بسته به جنسیت خود،اعم از زن و مرد،متاهل یا مجرد، طبقه اجتماعی و سطح دانش و بینشی که دارد فیلم خود را می سازد و تلقی، برداشت و قضاوت خاص خودش راخواهد داشت.
میهن دوست افزود به چند دلیل من درست نمی دانم راجع به مضامین این فیلم خودم صحبت کنم چرا که در این جلسه در مقام کارگردان هستم نه منتقد و دوم این که اعتقاد دارم کارگران هرچه قرار بود بگوید در فیلمش گفته است و قرار نیست خودش به فیلم الصاق شود ومضامین فیلم را توضیحی دهد و مهم ترین دلیل این که اگر راجع به مضامین صحبت کنم ممکن است در تلقی ، تفسیر و تاویل مخاطبین فیلم تأثیر بگذارم و آنها را محدود کنم. اما در مورد ساختار و فرم و کارگردانی اگر سوالی باشد در خدمت هستم.
رضا درستکار از مینو فرشچی خواست نظر خود را به عنوان فیلمنامه نویس راجع به این فیلم که درونمایه هایی روانشناسانه دارد بگوید.
مینو فرشچی : خیلی خوشحالم فیلمی را دیدیم که با توجه به این که تجربه اول کارگردانش بود اما فیلمنامه آن به شکل حیرت انگیزی دقیق نوشته شده بود . فیلمنامه را بسیار پسندیدم و
فقط راجع به شروع فیلم سئوال هایی دارم. آیا حضور یک مونتور بسیار با تجربه قصه را تغییر داده و یا در فیلمنامه قصه از همین نقطه آغاز می شود؟میهن دوست : نود و پنج درصد آنچه دیدید در مرحله فیلمنامه این گونه نوشته شده . البته خانم مفخم خیلی زحمت کشیدند. اما سکانس بندی ها در مرحله فیلمنامه انجام شده. اساسا فیلمنامه ای که ساختار غیر خطی دارد به این شکل است که سکانس بندی ها در فیلمنامه تعیین می شود. اماچالش من در نوشتن و ساخت این فیلم غیر خطی این بود که طوری بنویسم و بسازم که جور دیگری نشود آنرا تدوین کرد. درواقع لینک هایی بین صحنه ها وجود دارد که در فیلمنامه نوشته شده و بخشی در سر صحنه اجرا شده تا فیلم به هم پیوسته باشد و نشود آنرا طور دیگر تدوین کرد. به عبارتی هشتاد درصد فیلم از یک دکوپاژ کلی برخوردار است . که اگر فرصتی باشد در این مورد بیشتر صحبت می کنم.
فرشچی : آیا پیشنهاد تدوین گر بود که فیلم از نقطه پایان شروع شود و یا این که ما با ید همراه می شدیم با آدم ها وقتی دارند داستانشان را تعریف می کنند؟ آیا این در فیلمنامه بود یا در تدوین شکل گرفت؟
میهن دوست : در فیلمنامه بود. من عمدا می خواستم به شکل کلاسیک با ریتم نرم شروع بکنم و به تدریج با جامپ های گوناگون به فرمی که در نظر داشتم برسم.
رضا درستکار : معمولا منتقدین وقتی وارد فیلمسازی می شوند با دو رویکرد وارد سینما می شوند یکی این که یک حس خیلی بازیگوشی دارند و خیلی ارادت به لفظ سینما دارند دلیل حرف من هم این است که فیلم شما جغرافیا ندارد.
میهن دوست : درست می گویید عمدا نمی خواستم قصه فیلم من فقط اینجایی باشد . مقوله ای را انتخاب کردم که ازلی ابدی است، مقوله زن و مرد و وفاداری مختص به ایران نیست. البته تفاوت های نسبت به جوامع مختلف وجود دارد. و نشانه ه
ایی در فیلم هست که مختص فرهنگ ما است . مثلا وقتی مسعود با ناهید دست نمی دهد و متقابلا ناهید آن ضرب المثل راجع به مرد ایده ال را می گوید این مختص فرهنگ ما است. ولی کلیت فیلم را نمی خواستم فقط ویژگی اینجایی داشته باشد می خواستم بیشتر به مناسبات زناشویی و دوستی بین دو مرد و بویژه دو زن بپردازم.درستکار : شاخص ترین فیلمی که در سال های اخیر در مورد روابط زناشویی دیدیم فیلم شوکران هست که ضمن پرداختن به یک مثلث عشقی درونمایه ای اجتماعی دارد. اگر از نقطه دید فیلم پلیسی به فیلم شما نگاه کنیم آیا فیلم شما آن تعلیق و دلهره ای را که تماشاگر باید در فیلم پلیسی حس کند ایجاد می کند.
میهن دوست : تعلیق دارد اما من به شخصه معتقد نیستم که فیلم پلیسی ساخته ام . بازپرس برای من بهانه ای است که تماشاگرهمراه او قصه را دنبال کند و در انتها بفهمیم این بازپرس است که دارد قصه را روایت می کند.
درستگار : خانم مستوفی را با نقش های مثبت در سینما دیده ایم و تابحال ایشان را در این نقش که بین شخصیتی مثبت و منفی در رفت برگشت است ندیده ایم.
لادن مستوفی : موقعی که فیلمنامه را خواندم بسیار از قصه خوشم آمد و از آقای میهن دوست تشکر کردم بخاطر فیلمنامه خوب ایشان و فرصتی که به من دادند. ولی قطعی نبود نقش ناهید را بازی کنم . یعنی بین نقش ناهید و نرگس انتخاب صورت نگرفته بود. با توجه به سابقه کاری ای خودم فکر می کردم نقش نرگس را بازی کنم. در طول فیلمبرداری بعضی از دوستان از من می پرسیدند چرا تو و خانم نعمتی جایتان را عوض نکردید؟ ولی این انتخاب هم از طرف آقای میهن دوست و هم از من تعمدی بود و می خواستیم هم این فرصت را به خودمان بدهیم که نقش چالش برانگیز تری را بازی کنیم و هم این که تابو را بشکنیم و سابقه ذهنی ای که از قبل ساخته شده بود را تغییر دهیم.
میهن دوست : البته اینجا باید اعتراف کنم که من از همان ابتدا نقش ناهید را برای ایشان درنظر گرفته بودم.
فرشچی : شروع قصه به نظر من کند است چون محرک داستان شیطنتی بود که ناهید شروع کرد و این کمی دیر شروع می شود. سوال دیگرمن از آقای میهن دوست این است که ناهید چرا اینقدر در برهم زدن یک زندگی اصرار داشت.
میهن دوست : این سئوال چون راجع به مضمون فیلم است من نمی خواهم باز کنم. اجازه بدهید صحبت نکنم تا در تلقی مخاطب تأثیر نداشته باشد.
فرشچی : منظورم این است که ناهید می خواهد ثابت کند همه مردها خیانت کار هستند چندان جا نمی افتد. آیا بخشی از فیلم حذف شده که ما نمی توانیم اصرار ناهید در این کار را درک کنیم؟
میهن دوست : نه هیچ بخشی از فیلم حذف نشده هیچ سکانسی برداشته نشده ولی من گمان می کنم نشانه هایی وجود دارد که علت اصرار ناهید را روشن می کند.
سپس تماشاگران سئوالات خود را مطرح کردند.
هاشمی( مسول بخش نمایش فیلم فرهنگسرا) : به نظر من انتخاب خانم مستوفی و آقای پگاه به جا بود اما انتخاب خانم نعمتی و آقای صحت چندان مناسب نبود چرا که شخصیتی را که آقای صحت بازی می کردند باید درونگرا می بود. به گمان من این انتخاب در همراه شدن تماشاچی با فیلم لطمه زده است. در عین حال کار از نظر تکنیکی بسیار عالی بود و یک دست اما چون شخصیت ها بین شخصیت های ایرانی و غیر ایرانی معلق هستند و عدم استفاده از عناصر فرهنگ بومی باعث شده فیلمنامه تنها از نظر تکنیکی با بیننده ارتباط برقرار کند. در ضمن من با سکانس پایانی فیلم چندان موافق نیستم چرا که اگر قرار بود من بعنوان تماشاگر ارتباطی سازنده با فیلم داشته باشم نتیجه گیری آخر کار باعث شد من تمام آنچه را خود از فیلم برداشت کرده ام را اشتباه ببینم .
میهن دوست : برای من روشن بود که وقتی بازیگری بیننده را مورد خطاب قرار می دهد چون امری خلاف عادت و غیر معمول است به او شوک وارد می کند. نکته بعدی این که اساسا برای من این فاصله گذاری یک تست روانشناسی شده برخی پایان را دوست دارند و برخی دوست ندارند. اصولاکسی دوست ندارد متوجه شود که اشتباه کرده. من با توجه به ارادتی که به هیچکاک دارم بدم نمی آید که تماشاگر غیر مسئول را تنبیه کنم. در ضمن این اتفاق یک نوع شوخی با خود سینما هم هست. بیننده دوست دارد در سالن تاریک سینما بنشیند و زندگی دیگران را فضولی کند. برخی از شوخی پایانی ناراحت می شوند و برخی نه. البته مشابه این را بیلی وایلدر در "ایرما لادوسه "می کند که از فیلمهای محبوب من است. در ارتباط با نصیحتی پایان فیلم موضع فیلم نصیحت کردن نیست بلکه شوخی با نصیحت کردن است. معمولا کسانی نصیحت می کنند که گمان می کنند مبرا از اشتباه هستند. هم در پایان فیلم و هم در طول فیلم ارجاعاتی به برخی ویژگی های بازپرس وجود دارد که متوجه می شویم او خود جدا از بقیه نیست و معمولا این نوع آدم
ها نصیحت می کنندیکی ازتماشاگران: ضمن تشکر ازآقای میهن دوست برای ساخت فیلمی با این کیفیت و تکنیک بالا در جواب خانم مینو فرشچی می خواهم بگویم انگیزه ناهید را در طول فیلم متوجه می شویم.
درستکار : من با نظر شما موافقم. تک جمله هایی که از ناهید می شنویم باعث می شود کم کم راجع به او شناخت پیدا می کنیم. این اطلاعات بصورت قطره چکانی داده می شود درواقع کارگردان به این شکل در قصه جذابیت ایجاد می کند و در بیان انگیزه های ناهید خیلی خساست دارد.
فرشچی : به نظر من زن ها اگر از شریک زندگیشان لطمه ای دیده باشند نمی آیند نزدیک ترین دوستشان را پیدا کنند و خانه او را خراب کنند. و به این دلیل است که پایان فیلم را دوست دارم چون فضا چنان فانتزی شده و البته قصه در چنان فضای فانتزی و زیبایی اتفاق می افتد که ما بتوانیم این فضای خیانت را تحمل کنیم و اگر اینطور نبود قصه ای بود که بسیار غم انگیز و اشک انگیز می شد.
میهن دوست در جواب یکی از شرکت کنندگان که پرسید چرا شخصیت ها از طبقه مرفه هستند.گفت : می خواستم خانواده ای را انتخاب کنم که مشکل اقتصادی نداشته باشند که علت اعمالی که انجام می دهند به نیازهای اقتصادی مربوط نباشد .
درستکار : در فیلم می بینیم که کارگردان با یک نما عقب ماندگی فرهنگی این خانواده را نشان می دهد منظورم نمایی است که خانم نعمتی در خانه نشسته و برنامه خاصی از ماهواره را تماشا می کند. و این مناسبات را در یک فرهنگ عقب افتاده وقتی بررسی می کنیم و از نزدیک واردش می شویم و آن ظاهر را کنار می زنیم به خوبی نمایان می شود و ما پوشالی بودن زندگی آنها را درک می کنیم. آقای میهن دوست بعنوان یک منتقد از افتادن در یک ملودرام احساساتی پرهیز کرده. و از بزرگنمایی شرایط فرهنگی شخصیت ها خودداری کرده و خواسته خیلی ظریف شرایط فرهنگی این طبقه را بررسی کند.

0 نظرات:
ارسال يک نظر